★ ما چهار نفر...★
in God we trust
باعرض تبریکات صمیمانه از جهت عید و تعطیل شدن شنبه، فیلمها رو حال کنید! لحظه ورود (فقط 1جیغ مال منه!به خدا بقیش مال من نیست!) شیرین (به جون خودم هیچکدوم جیغها مال من نیست!) افتخار و داداش (هرشب استاد این افتخار رو فرمودن گویا!) هنرنمایی آرمین قیطاسی و میثم مروستی (من استاد رو سرزنش نمیکنما!من ازش دفاع کردم!) این هم صوتی کار نشستشون: (حجم تصویریش خفنناک بالا بود!) 11 (وقتی که نباشی،گریه،شوق سفر و مژده بده) این دقیقا همون صحنست که استاد بعد از "1دفعه پا گذاشتی" میگه: لالالالا..!! و من 2باره خواهم
آمد در آخرین روزهای زمستانی دیگر
و من می آیم..!! در پشت نگاه های
خاموش شب، سوسوی
چراغ دلم را نمیبینی
که به دنبال تو می آید و می گردد و تو بی خبر غرق
در آرزوهای خویشتنی..؟! محبوب من! مرا به یاد نخواهی آورد اما می آیم هربار
کاغذ و قلم به دست..! {و چقدر احمق و
دیوانه و مزخرف و نفهم خواندندم
که در انتظار آمدنت 40دقیقه ماندم تا یخ زدن قلبم.. و دیگر چیزی نماند جز خندۀ تلخ من
و تو نیامدی.. و میگویی موافقید
صمیمیتر شویم کمی آیا؟!
با این نیامدنت صمیمی شدیم بسی خفن ناک! و این آرمین بود
که ما را از انجماد برهاند و این عوامل بودند که ما را خر کردند
و ما به دنبال آزاری سفید تو همۀ پارکینگ را در نوردیدیم! و من اما همچنان باور نمیکنم
این تو خود تویی!} کاری از سحر با تصرف بسیار!! هر کی تلمیح ها و
بقیه آرایه های شعر فوق الذکر رو پیدا کنه بهش جایزه میدیم! دوستانی که نرفتین کنسرت88تهران و قراره برین، خواندن این گزارش تنها لذت سورپرایزهای تدارک دیده شده رو براتون از بین میبره! آهنگ اول همچین بود که انگار استاد میخواد وسطش بیاد ولی خب، طبق روال معمول آخرش اومد. یعنی ما رو ویبره بودیم 24ساعته اون ته سالن!!! فکر کنم عقب بیشتر صدا میره تا جلو!... (ادامه مطلب!)
کمتر از 95ساعت مونده.. هیچ حدسی راجع به اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد نمیتونم بزنم.. خیلی از دست شیوا و مهتاب ناراحت شدم.. اما دروغ چرا؟! دلم برای همشون تنگ شده،حتی مائده! دوست دارم 2باره سر کلاس خانم ک. روی میز بشینم و ساقه طلایی بخورم..!! که با من هرچه کرد، آن آشنا کرد.. ps:دعا کنید بتونم برم کنسرت..
والا اصلا نمیدونم چی بنويسم، چون خيلي ها هستند كه با قلم(!) بهتر از من واسه استاد مينويسن. ماشالا بچه ها همه هنرمندن،ديگه مجالي واسه ما بي هنرا نميمونه! در هر صورت،تولدش مبارك! اميداورم خيلي سال با خانم بچه ها(!) به خوبي و خوشي و با سلامتي زندگي كنه! جدي آخه چي ميشه گفت بجز "هرچي آرزوي خوبه مال اون.." ؟ ps۱: ششم تولد سميرا ست.تولد اونم مبارك! ps۲: love is every where,why should i even care? no one to love..no one to lose.. ps۳:واقعا اگه من ا. رو نداشتم چیکار میخواستم بکنم؟! به معنای واقعی كلمه میفهمه من چی میگم و دقیقا همون حرفهایی که میخوام و انتظار دارم رو بهم میزنه.. با اینکه رسما نصیحت میکنه،اما مثل آدم بزرگها حرفهاي كليشه اي نميزنه! اصلا ۱چيز شاهكاريه! عـــــــــاشّقــــــــشم! ps۴:ميشه ۱ي ۱جور به مرضيه بفهمونه كه ما همينطوريشم به زور باهم دوستيم،حالا ميخواي صميمي هم بشيم؟! اصلا حرفاي منو نميفمه! همون سحر هم كاملا احساسات منو درك نميكنه (با اينكه خيلي آدم niceيه!) حالا مرضيه ميخواد best friendه من بشه؟! عمرا،۱۰۰سال سياه و سفيد و خاكستري و رنگي رنگي هيشكي منو نفهميده، نميفهمه و نخواهد فهميد! ولم كنيد بــا! ps۵: نــــــامرد! نامـــــــــرد! نامرد! این الکساندر ریبک رو میشناسین؟ همون که جایزه اروویشون امسال رو برده. خیلی نازه!!! آهنگ fairytaleش که خیلی معروفه،اما من roll with the wind رو هم دوست دارم.. No matter what! (متن کامل و دانلود تو ادامه مطلب هست) *** محبوبه میخوند و من فکر میکردم.. "رفتار من عادی است اما نمیدانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هرکس مرا میبیند از دور میگوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری!" محبوبه میخوند و من محو لحنش شده بودم.. "گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنایی میکند گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی میکند" محبوبه میخوند و من..(هي بعضیها! جو نگيردتون! عاشقش نشدم!) "تخته اون طرفه!" ps1:شایعهه خیلی وحشتناک بود..دارم میمیرم! واقعا باورم نمیشه که اون.. وایــــــــــــــــــــــی خدا.. ps2:اصلا مدرسه جدید رو دوست ندارم!من به معنای واقعی کلمه تنهام..! ps3: دوست دارم 1ی در گوشم داد بزنه: تو چشمات مال من نیست و .. ps4:دلم برای احسان تنگ شده.. خیلی وقته آهنگاشو گوش نکردم.. اولا من نیستم خیلی! اینقدر نگید چرا نیستی؟!؟ دلم برای وبگردی خیلی تنگ شده!:(( کسی هم که سراغی نمیگیره..:( دیگرش هرگز نخواهم دید روز دوم باز می گفتم لیک با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما بر سر پیمان خود بودم ظلمت زندان مرا می گشت باز زندان بان خود بودم ان من دیوانه ی عاصی در درونم هاهوی می کرد مشت بر دیوارها می کوفت روزنی را جستوجو می کرد می شنیدم نیمه شب در خواب هاهای گریه هایش را در صدایم گوش می کردم درد سیال صدایش را شرمگین می خواندمش بر خویش از چه بیهوده گریانی؟ در میان گریه می نالید دوستش دارم نمی دانی!؟ روزها می رفتند و من دیگر خود نمی دانم کدامینم ان من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم؟! بگذرم گر از سر پیمان می کشد این غم دگر بارم می نشینم شاید او اید نه تو، نه هيچكس ديگه تو استقبال من نيست و نميدونــي..! ps: میگم نمیدونی بگو چشم!! ولی۱هو به ذهنم اومد كه من حال نوشتن دارم، آيا كسي هست حال خوندن داشته باشه؟!؟ اينم از قولم: جدايي (يكشنبه،اسفند۸۷،سانس آخر،برج ميلاد) عشق مياد (روز پزشك) *هرکی رمز ادامه مطلب رو میخواد بگه، ولي اگه بهتون ندادم ناراحت نشين!! اه از ان صفای خدایی زبان دل اشکی از ان نگاه نخستین گواه ما ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید اویخت همچو طفل یتیمی به دامنم انگاه سر به دامن ان سنگدل گذاشت اهی کشید از حسرت که این منم باز ان لهیب شوق و همان شوروالتهاب باز ان سرود مهرومحبت ولی چه سود ما هر کدام رفته دنبال سرنوشت من دیگر ان نبود واو دیگر ان نبود! فریدون مشیری واسه اونكه بايد بي تو باشه غروبا كه دلم ميگيره ميگم شايد امشب شب مهتاب باشه !!!!! !!!!!!!!!! !!! ! مریم حیدر زاده![]()
ادامه مطلب


۱۷۰ساعت مونده..
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
I would never blame you for the tears
I blame my stubborn heart, soul, body
Every single thing around me stays the same

ادامه مطلب
ادامه مطلب
من باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه
مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري
مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري
مي خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم
مي خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم
مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني
امشب مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم
امشب مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم
براي خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم
امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم
اگه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم
مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري
يه موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه
فكر نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه
اگه بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راستي دلت ميآد بري بدون من بري سفر
بعدش فراموشم كني برات بشم يه رهگذر
اصلا بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
حتي اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو يادم مي آد وقتي كه بارون مي زنه
اي كاش منم تو آسمون يه مرغ دريايي بودم
شايد دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم
اي كاش بدوني چشمات و به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم
به آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي
تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني مرگ گلهاي مريمه
نگام كن و برام بگو بگوي مي ري يا مي موني
بگو دوسم داري يا نه مرگ گلهاي شمعدوني
نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها
| Design By : Night Skin |


